الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
252
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
ايستادگى نموديد . ولى اين فضل و شرف ما بين خود و خدايتان بوده بنابراين در اجراى احكام الهى و قسمت بيت المال الگو و اسوه هستيد براى همهء كسانىكه از شما پيروى نموده و اجابتتان كنند ، و در راه شما وارد گردند . آگاه باشيد ! من بيشاز هرچيز از پيروى هواهاى نفسانى و طول امل بر شما بيمناكم . اما پيروى هواى نفس آدمى را از حق بازمىدارد ، و آرزوى دراز آخرت را از ياد مىبرد . همانا دنيا روى برگردانده مىرود ، و آخرت روى آورده مىآيد . هركدام از آندو داراى فرزندانى است ، شما از فرزندان آخرت باشيد . امروز روز عمل است نه حساب و فردا موقع حساب است نه عمل . سپاس خدا را كه ولىّ خود را نصرت و يارى فرمود . . . . « 1 » و من كلام له عليه السّلام . اينگونه در نسخهء مصرى آمده و لكن صواب و من خطبة له عليه السّلام مىباشد ، چنانكه در ساير نسخ آمده است . اجتناب از هواپرستى و آرزوهاى طولانى ايّها النّاس إنّ اخوف ما أخاف عليكم اثنان ؛ اى مردم ! بهراستى من از دو چيز بسيار بر شما بيمناكم . اينگونه در دو نسخهء مصرى آمده ؛ ولى در ساير نسخ اثنتان نقل شده
--> ( 1 ) . وقعة صفّين ، ص 3 . و شيخ مفيد در امالى در دو مورد آن را نقل كرده يكى در مجلس 23 به اسنادش از على بن مهزيار از عاصم از فضيل رسّان از يحيى بن عقيل كه گويد : على عليه السّلام فرمود : إنّما أخاف عليكم اثنين : إتباع الهوى . . . ؛ ديگرى در مجلس 41 از جعابى از . . . از ابى الطفيل كه گويد : شنيدم امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود : إنّ أخوف ما أخاف عليكم . . . . و شيخ كلينى رحمه اللّه در كافى ( ج 4 ، ص 31 ، ح 3 ) در باب « اتباع الهوى » از حسين بن محمد از يحيى بن عقيل نقل كرده كه گويد : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : إنّما أخاف عليكم اثنتان . . . . و شيخ صدوق رحمه اللّه در خصال ( ص 51 ، ح 63 ) آن را بهطور مسند از سليم به همانگونه نقل كرده است . و شيخ كلينى نيز در روضه كافى ( ص 58 ) . . . از سليم بن قيس . . . و مانند آن در كتاب سليم بن قيس ( ص 30 ) آمده است . و نيز در تحف العقول ( ص 152 ) در ضمن خطبهء « ديباج » ، تا « و طول الأمل » و سبط بن جوزى در مناقب آن را با عنوان « خطبهء بالغه » نقل كرده است . . . ( بحار ، ج 77 ، ص 297 ) . و از اين اسانيد متعددى كه براى خطبه نقل گرديد معلوم مىشود كه آن متواتر است ؛ ولى شيخ صدوق رحمه اللّه در خصال آن را به دو سند عامى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه مضرّ به آن تواتر نيست ؛ زيرا گفتار آن دو بزرگوار از يكجا سرچشمه مىگيرند .